سالهاست نام مناطق محروم با کمبود امکانات درمانی، راههای دشوار دسترسی و مردمانی گره خورده که برای دریافت ابتداییترین خدمات سلامت، مسیرهای طولانی را پشت سر میگذارند. در این میان، پزشکانی هستند که بخشی از عمر حرفهای خود را نه در مطبهای مجهز و مراکز درمانی بزرگ، بلکه در روستاهای دورافتاده، مناطق سیلزده و نقاط کمبرخوردار کشور سپری کردهاند؛ جایی که گاه یک ویزیت ساده یا تشخیص بهموقع یک بیماری میتواند سرنوشت یک انسان را تغییر دهد.
خدمت در مناطق محروم تنها طبابت نیست؛ مواجههای مستقیم با واقعیتهای زندگی مردمانی است که فاصله آنان با امکانات درمانی، فاصلهای فراتر از کیلومترهاست. پزشکانی که در این مسیر قدم گذاشتهاند، علاوه بر درمان بیماران، از نزدیک با چالشهای عدالت در سلامت، کمبود زیرساختها و ضرورت توجه بیشتر به بهداشت و آموزش آشنا شدهاند.
برای روایت بخشی از این تجربهها، با دکتر زهرا ریاضی، متخصص داخلی و عفونی و از پزشکان باسابقه در عرصه ارائه خدمات درمانی و جهادی در مناطق محروم کشور به گفتوگو نشستیم. او که بیش از دو دهه در استانهای مختلف کشور به مردم مناطق کمبرخوردار خدمت کرده است، از خاطرات، چالشها و دغدغههای خود درباره سلامت و عدالت درمانی میگوید.
از چه سالی در حوزه اقدامهای جهادی مناطق محروم فعالیت داشتید؟
من در دوران جوانی و همزمان با فعالیتهای جهاد سازندگی، با این نوع اقدامها آشنا شدم و همان زمان این نگاه در ذهنم شکل گرفت. اکنون حدود ۴۰سال است که پزشک هستم و از همان ابتدا نگاهم کمکرسانی به مناطق محروم و خدمت به مردم این مناطق بوده است.
تا زمان جنگ ۱۲روزه در این فعالیتها حضور داشتم، اما از مرداد ماه و پس از استقرار در مشهد، به دلیل شرایط جسمی دیگر نتوانستم این مأموریتها را ادامه دهم.
حدود ۲۵ سال به این شکل فعالیت داشتم و تقریباً در بیشتر استانهای کشور حضور پیدا کردم. در استانهای جنوبی بهویژه سیستان و بلوچستان فعالیت زیادی داشتم. در زمان وقوع سیل در استان گلستان و همچنین در مناطق غربی کشور و سیل کهگیلویه و بویراحمد نیز حضور داشتم.
اکنون به دلیل مشکلات جسمی، بهویژه دشواری در راه رفتن و جابهجایی، از این فعالیتها فاصله گرفتهام و بیشتر در کلینیکها، دارالشفاها و مراکز خیریه فعالیت میکنم.
بزرگترین مانع یا چالش در ارائه خدمات درمانی به مناطق محروم چیست؟
با تجربهای که در این سالها کسب کردهام، معتقدم بهتر است این اقدامهای جهادی بر اساس یک پروتکل مشخص انجام شود. البته حدود یک سال است که پس از جنگ ۱۲روزه در مشهد ساکن شدهام و به دلیل برخی مشکلات جسمی دیگر در این مأموریتها حضور نداشتهام.
در گذشته زمانی که به مناطق محروم میرفتیم، بیماران را ویزیت میکردیم و دارو در اختیارشان قرار میدادیم، اما معمولاً امکان پیگیری روند درمان وجود نداشت و همین مسئله یکی از چالشهای مهم بود. در برخی گروهها تلاش میکردیم در یک یا چند شهرستان، روند درمان را از مرحله غربالگری تا رسیدن به نتیجه نهایی دنبال کنیم. به عنوان مثال، برای غربالگری یک بیماری تا پایان مسیر درمان همراه بیماران میماندیم که این شیوه بسیار مؤثرتر بود.
البته این کار دشوار است و همکاری همهجانبه پزشکان، آزمایشگاهها و مراکز درمانی را میطلبد، اما شدنی است و ما آن را تجربه کردهایم. به این شکل میتوان یک مشکل را بهصورت اساسی حل کرد.
در برخی روستاها، شهرستانها و مناطقی مانند استان سیستان و بلوچستان و بخشهایی از خراسان جنوبی، محرومیت به اندازهای زیاد است که حتی همین خدمات محدود نیز بسیار ارزشمند است. بنابراین نمیتوان گفت مانع خاصی وجود دارد، بلکه برای استفاده بهینه از نیرو و انرژی موجود، باید برنامهریزی منسجمتری انجام شود.
آیا کمبود تجهیزات و امکانات بر تصمیمها و شیوه طبابت شما تأثیر داشته است؟
وقتی شرایط امروز را با ۲۰ یا ۳۰ سال گذشته مقایسه میکنم، میبینم خانههای بهداشت و مراکز بهداشتی تغییرات بسیار مثبتی داشتهاند و وضعیت به مراتب بهتر شده است. طبیعی است که وقتی در یک رشته تخصصی یا فوقتخصصی فعالیت میکنیم، نمیتوان انتظار داشت همه امکانات و آزمایشهای تخصصی در یک روستای محروم در دسترس باشد. این موضوع لزوماً به معنای نادیده گرفتن نیازها نیست، بلکه گاهی ایجاد چنین امکاناتی توجیه عملی ندارد.
البته کمبود امکانات مشکلاتی ایجاد میکند، اما معمولاً در سطح نخست خدمات درمانی بحران جدی به وجود نمیآورد. با این حال، راههای ارتباطی و مسیرهای دسترسی اهمیت زیادی دارند. در مناطقی که راههای مناسب برای دسترسی به مراکز استانها و شهرهای بزرگ وجود ندارد، مشکلات بیشتر میشود.
به غیر از بودجه و تجهیزات، مهمترین نیاز درمانی مناطق محروم چیست؟
بهداشت، آموزش و تغذیه از مهمترین نیازها هستند. هر چه بتوان سطح خدمات اولیه را ارتقا داد، به سلامت اجتماعی کمک بیشتری خواهد شد.
لزومی ندارد در همه مناطق متخصص حضور داشته باشد. وجود پزشک خانواده، آموزش بهداشت و ارائه خدمات اولیه درمانی تأثیر بسیار زیادی بر سلامت عمومی جامعه دارد. پزشکان عمومی باید این دورهها را طی کنند، جامعه را بشناسند و تجربه حضور در این مناطق را داشته باشند. به نظر من، این مسائل مهمترین عواملی هستند که به ارتقای سلامت اجتماعی و سلامت عمومی جامعه کمک میکنند.
آیا این محدودیتها سبب نوآوری در شیوه طبابت شما شده است؟
نمیتوان نام آن را نوآوری گذاشت، اما این شرایط موجب میشود پزشک از تجربه خود بیشتر استفاده کرده و به برخی روشها و امکاناتی که در سالهای اخیر کمتر مورد استفاده قرار گرفتهاند، رجوع کند.
من شخصاً در چنین شرایطی از برخی روشها استفاده کردهام، اما این موضوع بیشتر به تجربه فردی مربوط میشود و نمیتوان آن را یک نوآوری دانست. البته نمیدانم پزشکان جوانی که وابستگی بیشتری به فناوری و تجهیزات دارند، تا چه اندازه میتوانند بدون این امکانات فعالیت کنند.
شیرینترین و تلخترین خاطره شما از حضور در مناطق محروم چیست؟
اگر بخواهم کلی بگویم، بیشتر خاطراتم شیرین بوده است. شیرینترین خاطراتم مربوط به بیمارانی است که از بیماریهای سختدرمان خود اطلاعی نداشتند و ما توانستیم بیماری آنان را تشخیص دهیم و با درمان مناسب، زندگی را به آنها بازگردانیم.
اما تلخترین خاطراتم مربوط به زمانهایی است که امکان کمک کافی وجود نداشت. در برخی مناطق بلوچستان و همچنین بخشی از لرستان، با حجم زیادی از بیماران مواجه شدیم. اگرچه دارو همراه داشتیم، اما داروها کافی نبود و سطح محرومیت بسیار بالا بود. این شرایط واقعاً برایم آزاردهنده بود.
البته پس از آن تلاش کردیم وضعیت بیماران را پیگیری کنیم و امکانات بیشتری برایشان فراهم شود. یکی دیگر از مسائل ناراحتکننده این بود که در برخی مناطق تجهیزات وجود داشت، اما پزشک کافی، جاده مناسب یا امکانات دسترسی وجود نداشت و همین موضوع مشکلات زیادی ایجاد میکرد.
خدمت در مناطق محروم چه تأثیری بر نگاه شما به مفهوم سلامت و عدالت اجتماعی داشته است؟
من از ابتدا با همین نگاه وارد این حوزه شدم و عدالت اجتماعی و سلامت برایم اهمیت داشت. با این حال، حضور در مناطق محروم موجب میشود تفاوت میان امکانات موجود در مراکز استانها، تهران و شهرهایی مانند مشهد را از نزدیک مشاهده کنید.
برای مثال، زمانی که پس از حدود ۲۰سال به مشهد بازگشتم، متوجه شدم این شهر تغییرات زیادی کرده است، اما بعید میدانم همه این امکانات در شهرستانهای دوردست نیز وجود داشته باشد. نبود دسترسی آسان به خدمات درمانی، موضوعی است که انسان را ناراحت میکند.
در واقع نگاه و آرزوی من تغییری نکرده است، زیرا از ابتدا نیز همین دغدغه را داشتم؛ اما امروز به عنوان یک مطالبه عمومی از حاکمیت انتظار دارم دسترسی به خدمات سلامت آسانتر شود و در اعزام و بهکارگیری پزشکان، بهویژه پزشکان عمومی در شهرستانها و روستاها، دقت و توجه بیشتری صورت گیرد؛ زیرا این مناطق واقعاً به نیروهای درمانی نیاز دارند.
اگر قرار بود به عنوان سیاستگذار در حوزه سلامت مناطق محروم تصمیمگیری کنید، چه اقداماتی را در اولویت قرار میدادید؟
نخستین اقدام، اجرای واقعی و دقیق طرح پزشک خانواده بود؛ نه اینکه صرفاً گفته شود پزشک خانواده وجود دارد، اما در عمل پزشک در منطقه حضور نداشته باشد. توسعه پزشک خانواده به شکل صحیح، نقش مهمی در ارتقای سلامت جامعه و کاهش هزینههای درمانی دارد. البته این مسئولیت نباید تنها بر دوش پزشکان عمومی باشد و متخصصان نیز باید در این مسیر مشارکت داشته باشند. همچنین آموزش عمومی در حوزه سلامت باید تقویت شود و سطح علمی پزشکان عمومی نیز ارتقا یابد.
من به آموزش پزشکی بسیار اعتقاد دارم و معتقدم این آموزش باید متناسب با نیازهای جامعه و جامعهنگر باشد. پزشک عمومی باید با مسائل اولیه بهداشت و درمان جامعه خود آشنا باشد. احساس میکنم این موضوع تا حدی کمرنگ شده است.
متأسفانه در برخی موارد، دغدغهمندی لازم را در میان تعدادی از پزشکان جوان مشاهده نمیکنم و به نظر میرسد بخشی از آموزشهای جامعهنگر را دریافت نکردهاند. به همین دلیل باید در آموزش و بهکارگیری آنها دقت بیشتری صورت گیرد. همچنین گسترش بیرویه مراکز مختلف آموزش پزشکی میتواند بر کیفیت آموزش تأثیر منفی بگذارد و این مسئله نیازمند توجه جدی است.





نظر شما